محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
6
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
- چيزى كه در زبانهاى ديگر چون زبان عبرى ديده مىشود - گذشته از اين ، تاريخ پيامبران عربى كه در تورات آمده پيش از روزگارى است كه عبريان واژهء « نبى » را به جاى واژههاى « دائى » و « ناظر » ( - نهانبين ) به كار بردهاند . نيز داستان موسى - كه بىگمان برجستهترين پيامبر بنى اسرائيل و پيشواى سلسلهء پيامبرى در ميان آنان است - و شاگردى او نزد شعيب - كه عرب است - پيش از داستان ديگر پيامبران بنى اسرائيل در تورات آمده است . بارى واژهء « نبى » در لفظ و معنى عربى است ، در لفظ عربى است از اين رو كه هيچ واژهاى در زبانهاى ديگر گسترهء معنايى آن را ندارد و به تنهايى همهء معانى آن را نمىرساند ، چرا كه اين واژه در زبان عربى به تنهايى معانى كشف ، وحى ، خبردادن از غيب ، بيم دادن و مژده دادن را در خود دارد . و اينها معانى پراكندهاى هستند كه در زبانهاى تازه هر كدام با واژهاى ويژه نشان داده مىشوند . براى نمونه در زبان انگليسى كشف را با واژهء Revelation نشان مىدهند و وحى را با واژهء Inspiration و غيبدانى را با واژهء Divination يا واژهء Oracle . و در ديگر زبانها همهء اين معانى را واژهاى كه به معنى نبوت است به تنهايى نمىرساند ، اما در عربى واژهء نبوت همهء اين معانى را در بردارد . واژهء « نبوت » [ با معنى ويژهاى كه دارد ] ، در زبان عربى از معنى ديگرى گرفته نشده است . چرا كه بودن واژههايى در زبان عربى چون عرافه ، عيافه ، كهانه ، و . . . واژههايى كه معانى آنها در زبان عربى با معنى نبوت آميخته و اشتباه نمىشود ، چنان كه در ديگر زبانها چنين مىشود ، اين زبان را از اين بىنياز ساخته است كه براى معنى پيامبرى نامى تازه بسازد و معانى تازه را از واژههاى كهن برگيرد ، بنابراين واژهء نبى در زبان عربى معنى واحدى دارد و معنى ديگرى را نمىرساند ، اما واژههاى هم معنى آن ، در ديگر زبانها چه بسا معانى ديگرى را نيز مىرسانند . بارى ، عبريان پس از آنكه از شمال شبه جزيرهء عربستان با عربها پيوند يافتند ، واژهء « نبى » را از آنها وام گرفتند ، چرا كه آنان پيامبران پيشين را پدر مىناميدند و غيب دانان را از آن پس « دائى » و « ناظر » ( - نهانبين ) مىگفتند و از واژهء « نبوت » ، در آغاز معنايى جز انذار و بيمدادن نمىفهميدند . « 1 » و اما واژههاى Prophet انگليسى و Prophete فرانسوى و Profeten آلمانى و . . . همه
--> ( 1 ) . عقاد ، عباس ، ابراهيم ابو الانبياء ، 159 .